امروز سه شنبه 15 اسفند 1402 http://bm5559.cloob24.com
0

پژوهشگران معتقدند که تکالیف متفاوت، تواناییهای کودکان را به شیوه های گوناگون پرورش می دهند و تجربه آنها می تواند بر آهنگ رشد تأثیری شگرف داشته باشد(گلمن، 2000؛ اووتون، 1998؛ به نقل از سنه، سلمان، آقازاده،89:1387). پژوهشگرانی مانند کفارت، هارتمن، جین آیرز، حرکت و فعالیت را اساس یادگیری و پایه ای برای تحول ذهنی می دانند. آنان تفکیک ناپذیری نیروهای روانی و جسمانی را در به اجرا درآوردن هرگونه الگوی حرکتی آن هم در مراحل اولیه آموزش، به منزله یک اصل اساسی مورد تأکید قرار می دهند (کفارت، هارتمن، جین آیرز به نقل از مشرف جوادی، 1367). بر همین اساس تواناییهای ذهنی از تواناییهای حرکتی پایه جدا نمی­باشند. فراهم ساختن امکان پرورش و رشد تواناییهای حرکتی منجربه تقویت و حتی ترمیم تواناییهای ذهنی می شود.

یکی از تواناییهای حرکتی بازی است. براساس نظریات انجمن ملی تعلیم و تربیت نوجوانان مهمترین تمرینات دوران کودکی، بازی است. بازی فعالیتی است که در آن کودک رشد صحیح خویش را نشان می دهد و در بازی ها رشد و نمو کودکان در تمام زمینه ها به حرکت درمی آید. انجمن ملی آموزش کودکان کم سن، استفاده وسیع از پروژه ها، بازی، کاوش و موارد مشابه را توصیه کرده اند.(اسلاوین، ترجمه سیدمحمدی، 1385؛ به نقل از سنه، سلمان، آقازاده،91:1387).

0
در طول تاریخ آموزش و پرورش، برنامه‌ریزان مدرسه‌ها و مربیان، در جست‌وجوی شاخص‌ها یا استانداردهای مدرسه کیفی بوده‌اند.
به دیگر سخن، تاسیس و آماده‌سازی مدرسه‌های موفق یا استاندارد، دغدغه همیشگی، همه نظام‌های آموزشی بوده است. از این روست که تاکنون الگوها و تلاش‌های گوناگونی برای نشان‌دادن مدرسه استاندارد عرضه شده است. در این مقاله، ابتدا در مقدمه‌ای، ضرورت طراحی مدرسه‌های موفق، کیفی یا استاندارد مطرح خواهد شد. سپس الگویی از مدرسه‌های استاندارد و موفق ارائه شده و شاخص‌های مهم موجود در زمینه این مدرسه‌ها مورد بحث قرار خواهد گرفت. در پایان نیز، راهکارهایی در ابعاد گوناگون، با توجه به شرایط و کارکردهای آموزش و پرورش و مدرسه‌های کشورمان ارائه خواهد شد.
اگر بخواهیم در نظام آموزشی کشورمان، مصداقی از آموزش و پرورش بهینه، هدف‌دار و مطلوب را در حکم آموزشگاه‌های گواه نشان دهیم، با مشکل مواجه خواهیم شد. اگر کسی از متولیان تعلیم و تربیت کشور، اعم از صاحب‌نظران دانشگاهی و مجریان، بخواهد آن حرف و حدیثی را که از تکنولوژی آموزشی، راهبردهای یاددهی- یادگیری، نظام ارزشیابی‌ هدفمند و بهینه، اجرای طراحی آموزشی و دیدگاه‌های متفاوت درباره روان‌شناسی یادگیری، برنامه‌ریزی درسی و ده‌ها مقوله دیگر در سمینارها، جلسات و نشست‌های متعدد بیان می‌‌کنند، به عینه و در واقعیت عملی مدارس، نمایان سازند، واقعاً حرف زیادی برای گفتن نخواهند داشت. اگر یک مدیر علاقه‌مند، یک معلم دلسوز، یک پژوهشگر تعلیم و تربیت و در یک کلام، یک انسان فرهیخته یا حتی ولی یک دانش‌آموز، از دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت کشور بخواهد آموزشگاه فاضله، استاندارد و آرمانی یا حتی مدرسه‌ای را که در راه فاضله‌شدن و حرکت به سوی آرمان‌گرایی در تعلیم و تربیت گام برداشته است، به او معرفی کنند، به طور قطع آنان برای تحقق این امر، با مشکل زیادی مواجه خواهند شد. با آن که در حال حاضر، برخی مدارس در بعضی زمینه‌ها موفقیت‌های برجسته‌ای از خود نشان می‌دهند، ولی این موفقیت‌ها موردی و در یک زمینه یا زمینه‌های خاص است، نه به صورت جامع و نظام‌گرا. مثلاً اگر مدرسه‌ای در امور آموزشی به قبولی صددرصد نایل می‌شود، با کمال تاسف مشاهده می‌کنیم که در این قبولی مطلوب (البته از نظر کمی و بدون توجه به کیفیت دانش و مهارت قبول شدگان)، توجه به مسائل پرورشی و تقویت بعد معنوی و اخلاقی فراگیرندگان به فراموشی سپرده شده است، یا اگر در مدرسه‌ای نظم و انضباط خاصی در امور اداری مشاهده می‌شود، خبری از آموزش با کیفیت نمی‌بینیم و حتی اکثریت قریب به اتفاق معلمان آن مدرسه از الگوهای جدید یادگیری بی‌خبرند. به عبارت دیگر، شاید هم‌اکنون به ندرت بتوانیم یک آموزشگاه استاندارد و آرمانی در نظام آموزشی کشورمان معرفی کنیم که تمام مؤلفه‌های علوم تربیتی در آن به درستی رعایت شده باشد.
هم‌اکنون در کشورهای توسعه‌یافته، علاوه بر پیشرفت عمومی اکثر مدرسه‌ها، دانشگاههای علوم تربیتی یا تربیت معلم، مدارس وابسته‌ای تاسیس می‌کنند که در آن‌ها، دانش علوم تربیتی به مرحله عملیاتی نزدیک می‌شود و در واقع، بستر اجرایی روشنی برای دیدگاه‌های نظری پدید می‌آید. به عنوان مثال در حال حاضر، تمام دانشجویان رشته‌های تربیت دبیری و مراکز تربیت معلم کشورمان در دوران تحصیل عالی خود، دست کم با دو مفهوم تفاوت‌های فردی فراگیرندگان و تدوین متون آموزش برنامه‌ای به صورت نظری آشنا می‌شوند، ولی در عمل و در کار درون کلاسی با دانش‌آموزان، چون الگوهای عملی این دو مقوله را، که از چهل سال پیش در کشورهای توسعه‌‌یافته پدید آمده و در سال‌های اخیر گسترش پیدا کرده است، درکنار خود نمی‌یابند، به‌راحتی این مفاهیم را کنار می‌گذارند و آموزش به شیوه‌‌های سنتی را بهترین روش در کار یاددهی- یادگیری به شمار می‌آورند. بنابراین، مدارس استاندارد و حتی وابسته به دانشگاه‌های علوم تربیتی، الگویی تمام‌نما برای کسانی است که بخواهند مدرسه خود را به حد مطلوب ارتقا دهند.
در حال حاضر، علاوه بر دانشگاه‌های علوم تربیتی، در کشورهایی که از نظام‌های آموزشی نظام‌گرا و هدفمند برخوردارند، وزارت آموزش و پرورش، اداره‌های کل، مناطق و نواحی آموزش و پرورش نیز با استفاده از پتانسیل‌های محلی موجود و براساس موقعیت و اقتضای منطقه‌ای، مدارس استاندارد محلی ویژه‌ای تاسیس می‌کنند و در آن‌ها، لااقل برای رسیدن به هفت هدف زیر می‌کوشند:
* استانداردکردن تدریجی تعلیم و تربیت با تاکید بر مولفه بهبود بخشیدن به کیفیت آموزش و پرورش در مدارس؛
* ایجاد فرصت برای اجرا و اعمال انواع طراحی‌های آموزشی و ارائه آن‌ها به ارزشیابی‌های متنوع؛
* ایجاد انگیزه برای فعالیت‌های گروهی و افزایش روحیه تعاون و مشارکت در دانش‌آموزان، از طریق انعقاد هسته‌‌های مطالعاتی و انجمن‌های علمی؛
* شناخت مدارهای توسعه‌یافته در آموزش و پرورش یک مجموعه (مانند منطقه، شهرستان یا حتی کشور) که ضریب تاثیر زیادی دارند؛
* تهیه جامعه آماری و ایجاد بستر اجرایی فعال برای بهینه‌سازی فراگیر سامانه تعلیم و تربیت؛
* ایجاد رقابت سالم بین آموزشگاه‌ها از طریق ارائه الگوهای موفقیت‌آمیز؛
* کاهش فواصل موجود بین مدارس عادی و دیگر آموزشگاه‌ها.
البته ممکن است برخی، وجود بعضی مدارس خاص غیرانتفاعی را، که به دانشگاه یا دانشگاه‌های ویژه‌ای وابسته هستند، مصداقی برای این قبیل مدارس به شمار آورند و یا آن که بعضی مدارس تیزهوشان و آموزشگاه‌های نمونه موجود در کشور را نمونه‌هایی از مدارس استاندارد تلقی کنند، ولی باید پذیرفت اگر چه امکان دارد این مدارس در زمینه‌های خاصی موفقیت کسب کرده و مطرح شده باشند، ولی نمی‌توان آن‌ها را استاندارد دانست.
حال، با توجه به هفت هدفی که ذکر شد، ابتدا یکی از الگوهایی را که در دهه اخیر برای تعریف مدرسه استاندارد ارائه شده است، معرفی خواهیم کرد. سپس به برخی راهکارهای عملیاتی یک مدرسه استاندارد بر اساس شرایط و کارکردهای آموزش و پرورش و مدرسه‌های ایران اشاره خواهیم داشت. البته بدیهی است که به رغم اعتقاد به جامع‌نگری و سامانه‌ای دیدن یک مدرسه استاندارد، در این بخش، فرصت آن نخواهد بود که همه سازوکارهای اداری- سازمانی، از جمله ثبت‌نام، گزینش معلم و نیز تمام مسایل مرتبط با مدرسه‌های استاندارد و بازتاب‌ها و کشتار واکنش‌های اجتماعی و محیطی تاسیس و راه‌اندازی این مدرسه‌ها و چگونگی اداره آن‌ها را تبیین کنیم.

معرفی یک الگو برای شناخت مدرسه استاندارد

الگویی که در این جا معرفی می‌شود، توسط «لاوری» پیشنهاد شده است.
پیش از معرفی الگو، لازم است تعریفی از شاخص و استاندارد ارائه شود.
شاخص: عبارت است از نمودی از عمل یا کارکرد. فرد یا سازمان؛ مانند شاخص رفتار سالم.
استاندارد: عبارت است از مجموعه‌ای از معیارهای مورد توافق و عینی که براساس آن می‌توان درباره شاخص‌ها داوری کرد. مانند استاندارد قضاوت درباره پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز.

الگوی لاوری

الگویی که «لاوری» برای مدرسه استاندارد ارائه داده، دارای یازده عنصر است و برای هر یک از عناصر، شاخص‌هایی هم در نظر گرفته است. مدیر و دیگر کارکنان می‌توانند براساس عناصر و شاخص‌های ارائه شده، مدرسه را از نظر استانداردبودن ارزشیابی کنند. ارزشیابان برون مدرسه‌ای هم می‌توانند از الگوی معرفی شده، به منظور داوری درباره مدرسه استفاده کنند. دریک نگاه کلی، الگوی پیشنهاد لاوری برای مدرسه استاندارد، یازده بخش دارد:
اطلاعات: منظور از اطلاعات، اطلاعاتی است که مدرسه و نوع خدماتی را که ارائه می‌دهد، معرفی می‌‌کند.
* دانش‌آموزان و والدین با تاریخچه، ساختار و اهداف کلی مدرسه آشنا هستند.
* اطلاعات بنا به درخواست و نیاز اشخاص ارائه می‌شود.
* ارتباط و تماس منظمی با دانش‌آموزان و والدین، خواه کلامی، خواه نوشتاری، وجود دارد.
* سازوکاری برای معرفی نماکار مدرسه وجود دارد.
* همه کارکنان از روش‌ها و ساختارهای مناسب و شیوه رفتار و طرح‌های عملی بهبود مدرسه آگاه‌اند.
* اطلاعات، به زبان روشن و مناسب عرضه می‌شود.
* اطلاعات به شیوه‌های گوناگون عرضه می‌شود.
* اطلاعات برای اثربخشی بیشتر مورد سنجش قرار می‌گیرد.
اعتبار: دراین جا، منظور از اعتبار، عرضه خدمات مورد توافق در زمان مقرر است.
* یک مجموعه روش منظم برای تضمین ثبات در ارائه خدمات وجود دارد. مانند سنجش و گزارش‌دهی، بهداشت و ایمنی، شیوه رفتار و...
* توافق صریح و مکتوب بین والدین، دانش‌آموزان و مدرسه وجود دارد.
* پایش یا بازبینی درونی و بیرونی و ارزشیابی از خدمات وجود دارد.
* اولیای مدرسه می‌کوشند از طریق برقراری رابطه با سایر مدارس یا موسسات آموزشی، بر کیفیت خدمات بیفزایند.
* روش خاصی برای ارائه شکایات در نظر گرفته شده است.
* میزان رضایت دانش‌آموزان و والدین و دیگران به طور منظم مورد توجه قرار می‌گیرد.
* رهنمودهایی برای پاسخ‌دهی به سئوالات و بررسی پیشنهادها وجود دارد.
قابلیت و صحت: منظور از قابلیت و صحت، دانش و توانایی و مهارت کارکنان مدرسه برای ارائه خدمات مناسب است.
* کارکنان به طور منظم برای تعیین نیازهای آموزش و پرورش ارزشیابی می‌شوند.
* مدیر، عملکرد کارکنان را با استفاده از نمونه‌هایی معرف از عملکردهای آنان، مورد پایش قرار می‌دهد.
* والدین، دانش‌آموزان و سایرین، کارکنان را به منظور عرضه خدمات مناسب ارزشیابی می‌کنند.
* اهداف کلی و روش‌های عملکرد مدرسه به کارکنان معرفی می‌گردد.
* کارکنان نسخه‌هایی از اسناد مربوط به شیوه عمل مناسب را دریافت می‌دارند.
* همه کارکنان فرصت یادگیری به دست می‌آورند.
* یک ناظر متخصص (معلم راهنما، راهنمای تعلیماتی، متخصص موضوع و روش و...) کارکنان را هدایت می‌کند.
دستیابی اثربخش: منظور از دستیابی اثربخش، دستیابی کاربران (یادگیرندگان) یا والدین و دانش‌آموزان به اطلاعات یا پاسخ‌سئوال‌ها یا درخواست‌های مورد نیاز است.
* مدرسه نظام دریافت پیشنهاد و انتقاد دارد.
* مدرسه دارای «راهنمایی» است که نوع خدمات، نحوه پایش و ارزشیابی آن را توصیف می‌کند.
* همه کارکنان مدرسه، به‌منظور استقبال از پیشنهادها و انتقادهای کاربران، دارای نگاه مثبت و رفتار ترغیبی‌اند.
* به‌طور مؤکد، از دادن صفات خاص به کاربران مشکل‌دار جلوگیری می‌شود.
* در مدرسه حتی با یک یادداشت کوتاه کاربران، امکان برگزاری یک نشست حضوری وجود دارد.
* در مدرسه مکان خاصی برای مصاحبه محرمانه وجود دارد.
* متناسب با عملکرد مدرسه، نشانی‌ها و شماره‌های تلفن، در دفتر موجود است.
* از ارتباط تلفنی والدین، دانش‌آموزان و دیگران استقبال می‌شود.
جبران اثربخش: جبران اثربخش بر این نکته تأکید دارد که اگر خطایی رخ دهد یا اولیای مدرسه خدمات ناقصی از کاربر دریافت دارند، امکان جبران خطا و کاستی وجود دارد.
* مدرسه دارای نظام دریافت شکایات است.
* مدرسه راهنمای خاص ارائه خدمات، پایش و بازبینی نحوه ارائه خدمات و شیوه ارزشیابی آن را دارد.
* کاربران به بیان مسائل یا دشواری‌های خاصی که با کارکنان دارند، تشویق می‌شوند.
* بین مدرسه و والدین درباره نوع خدمات و کیفیت آن‌ها توافق وجود دارد.
مسائل ملموس: منظور از مسائل یا امور ملموس، نمود عینی یا فیزیکی خدمات است.
* تعریف فضای مورد استفاده برای ارائه آموزش و انجام دادن فعالیت‌های تکمیلی یادگیری، با مقاصد متناسب است.
* منابع و تجهیزات با مقاصد تعریف شده متناسب است.
* همه کارکنان در مورد اهمیت مسائل ارائه خدمات، توجیه شده‌اند.
* ارزشیابان خارج از مدرسه به‌طور منظم، فضای آموزشی و تجهیزات را ارزشیابی می‌کنند.
* طرحی برای تأمین و تجهیزات مدرسه تدارک دیده شده است.
پاسخ‌گویی: عنصر پاسخ‌گویی، ناظر بر علاقه و توانایی کارکنان برای تدارک خدمات به‌صورت معقول و خلاقانه است.
* بین کارکنان مدرسه، به‌منظور برقراری ارتباط با کاربران، یک شیوه رفتاری معمول و مورد توافق وجود دارد.
* هر کاربر، از میان کارکنان مدرسه، راهنمای خاصی دارد و فرد موردنظر در بیشتر اوقات برای کاربر قابل دسترسی است.
* در مدرسه، برای کاربران زمان پاسخ‌گویی و برقراری ارتباط موجود است.
* کارکنان، برای درمیان گذاشتن مسائل با کاربران، فرصت منظمی در اختیار دارند.
بیمه و ایمنی: مراد از بیمه و ایمنی، برحذر بودن از خطر و آسیب‌ها و داشتن بیمه است. افزون بر این، «حق محفوظ ماندن رازها» هم یکی از نکات مهم در بخش بیمه و ایمنی است.
* در مدرسه، روش ویژه‌ای برای حفظ بهداشت، سلامت و ایمنی وجود دارد.
* فضاها و تجهیزات با مقاصد متناسب‌اند.
* کاربر اطمینان دارد که کارکنان ایمنی و سلامت‌اش را در اولویت قرار می‌دهند.
* کاربران در برابر سطحی معقول از خطرپذیری در فعالیت‌ها قرار دارند.
* سطوح خاصی از «حق محفوظ ماندن رازها» بین کاربران و کارکنان مدرسه مورد توافق قرار گرفته است.
* اسناد و مواد رایانه‌ای برای کارکنان خاصی در مدرسه قابل دستیابی است.
* کاربران مجاز به دیدن و بررسی اطلاعاتی هستند که درباره آنها تدارک و ضبط شده است.
همدلی: منظور از همدلی، سطح خاصی از اقدامات مربوط به گوش دادن و شرح مسائل یکایک کاربران است.
* کارکنان برای انجام دادن اقدامات خاص جهت کاربری که راهنمایی او را به‌عهده گرفته‌اند، ترغیب می‌شوند.
* در آموزش کارکنان مدرسه، بر دانش و مهارت‌های درک نیاز و موقعیت کاربران تأکید می‌شود.
* کاربران احساس می‌کنند که در مدرسه، پشتیبان خاصی دارند.
* کاربران در ارزشیابی کیفیت ارائه خدمات، برداشت‌ها یا نظریات دخالت داده می‌شوند.
انتخاب و فعالیت: منظور از این بند، توانایی کاربران در اثرگذاری بر نوع و سطح خدمات تدارک دیده شده است.
* کاربران در فعالیت‌های تصمیم‌گیری مدرسه دخالت می‌کنند و در شکل‌دهی تصمیمات نقش دارند.
* برای کاربران، امکان انتخاب نوع خاصی از خدمات وجود دارد.
* به کاربران زمینه‌هایی ارائه می‌شود که در آن‌ها، برای انتخاب آزادی عمل دارند.
موقعیت کاربر: در این شاخص، میزان توجه و احترام به مراجعه‌کننده یا کاربر مورد تأکید قرار می‌گیرد.
* ماهیت ارتباط دوسویه بین کاربر و ارائه خدمات از سوی کارکنان و کاربران مورد توجه است.
* به کاربران فرصت اولویت‌بندی برای دسترسی به کارکنان داده می‌شود.
* قرارداد مکتوبی بین مدرسه و کاربران وجود دارد و در آن، علایق کاربران و شرایط مدرسه درج شده است.
* در آموزش کارکنان مدرسه، به شیوه برآورد نیازهای کاربران و تحقق حقوق آنان تأکید می‌شود.1
مدیران مدارس می‌توانند با درنظر گرفتن مواردی از عناصر یازده‌گانه، به تدارک سیاهه برگه وارسی (چک‌لیست) اقدام کنند و براساس آن، نحوه عملکرد مدرسه را مورد ارزشیابی قرار دهند. در صورتی که 70 تا 80 درصد از شاخص‌های ارائه‌شده پوشش داده شود، می‌توان مدرسه را یک مدرسه استاندارد دانست.
راهکارهای عملیاتی در مدرسه‌های کیفی و استاندارد
حال با توجه به الگوی معرفی شده و شرایط آموزش و پرورش و مدرسه‌های ایران، ابعاد چهارگانه‌ای را که می‌تواند در بخش‌های مختلف در مدرسه‌های کیفی و استاندارد مورد توجه قرار بگیرد، مورد بحث قرار می‌دهیم.

بعد تکنولوژی آموزشی

در بحث از تکنولوژی آموزشی، با توجه به توسعه و گستره قابل‌عنایت این مقوله از علوم تربیتی، توجه به این مؤلفه‌ها مورد تأکید است:
* تجهیز مدارس از بعد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری (راه‌اندازی آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های مجهز در حد کتاب‌های درسی، تجهیز مدرسه به نقشه‌ها، کره‌ها، مدل‌ها، مولاژها و وسایل گوناگون، اورهد، اوپک، فیلم‌های آموزشی، اسلایدها، نوارهای صوتی و هر چیزی که در بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری تکنولوژی آموزشی قرار گیرد)؛
* تجهیز مدارس از بعد کتابخانه دانش‌آموزی کارآمد، به‌روز، فعال و مرتبط با مواد آموزشی و درسی؛
* استفاده از الگوهای متنوع یاددهی – یادگیری در امر آموزش دانش‌آموزان و آشنایی با فنون گوناگون روان‌شناسی یادگیری به‌وسیله معلمان؛
* توجه ویژه به مقوله طراحی آموزشی و استفاده از طرح درس‌های مدرن با انواع روش‌های موجود و براساس الگوهای جدید، از جمله ساختن‌گرایی و فراشناخت؛
* استفاده از فنون متنوع ارزشیابی از آموخته‌های دانش‌آموزان، طراحی و ارزشیابی سئوال‌های امتحانی براساس شیوه های رایج، ارزشیابی مستمر و برگزاری امتحانات کوتاه‌زمان (کوئیز) و در یک کلام، از بین بردن نظام رایج امتحان‌گیری محض و غول کردن امتحان با جدا کردن آن از فرایند تعلیم و تربیت و یادگیری.
* آموزش معلمان در مناسبت‌های گوناگون به‌صورت بازدیدهای علمی – آموزشی، آموزش در شورای معلمان، اطلاعات دیواری، بروشورها، کارگاه‌های آموزشی درون‌مدرسه‌ای و...
* بازدید دانش‌آموزان از مکان‌های علمی، هنری، فرهنگی و آشنا کردن فراگیرندگان با جامعه به‌صورت جدی؛
* تغییر نگرش معلمان در زمینه تکلیف و تکلیف شب و ارائه راهبردهایی برای انفرادی و غنی ساختن مجموعه تمرین‌های ارائه شده به دانش‌آموزان و متنوع کردن فرآیند تکلیف؛
* توجه ویژه به آموزش برنامه‌ای و تهیه و تدوین کتاب‌ها و مجموعه کتاب‌های کار آموزشی از سوی معلمان؛
* تشکیل گروه مطالعاتی، تحقیقاتی و تحلیل‌گری در بین معلمان براساس تفکر نظام تعلیم و تربیت سامانه‌ای و ارائه راهبردهایی در این زمینه برای چگونگی کار معلمان؛
* راه‌اندازی مراکز یادگیری در مدارس، به‌مثابه اولویت اول در اجرایی کردن تفکر سامانه‌ای تکنولوژی آموزشی در آموزشگاه؛
* تدوین و تولید جزوه‌های مواد آموزشی تکمیلی در مدرسه، از سوی کادر مدرسه، معلمان و بقیه افراد؛
* کلاس‌بندی درس محور (طبقه‌بندی اتاق‌های مدرسه براساس مواد درسی یا مراکز یادگیری کلاسی)؛
* تولید و بهره‌برداری از بسته‌های آموزشی هر یک از مواد درسی در حد گسترده و وسیع در درون مدرسه؛
* توجه ویژه به فناوری اطلاعات (IT) به‌عنوان چتر تمامی مباحث تکنولوژی آموزشی؛
* و...

بعد نظام اداری مدرسه

در بعد نظام اداری مدرسه، انتظار می‌رود مسئولان یک مدرسه استاندارد موارد زیر را مدنظر داشته باشند:
* استفاده از روش‌های جدید مدیریت، از جمله مدیریت وقت، مدیریت اطلاعات و... در امر اداره مدرسه؛
* راه‌اندازی شوراهای گوناگون درون‌مدرسه‌ای و توجه ویژه به ستادهای تربیتی و شوراهای مدارس؛
* تشکیل جلسات پربار، مستمر، با برنامه و از پیش سازمان‌دهی شده شورای دبیران و آموزگاران در مدرسه؛
* تشکیل گروه‌های آموزشی در بین معلمان (هم‌پایه و هم‌رشته)؛
* مکانیزه کردن نظام‌های اداری مدرسه براساس نیاز و به‌تدریج و به‌دور از هرگونه تجمل‌گرایی و فارغ از هر نوع توجه اسباب‌بازی‌گونه به نظام‌های مکانیزه؛
* استفاده از نظریات دانش‌آموزان، کارکنان و اولیای فراگیرندگان براساس اجرای نظام مدیریت مشارکتی از طریق دریافت پیشنهادها و گسترش این نظام تا سطح مدیریت کیفیت فراگیر؛
* تقسیم مسئولیت‌های داخل مدرسه بین گروه‌های دانش‌آموزی و تقویت روحیه تعاون و همکاری در بین دانش‌آموزان؛
* قانونمند کردن مدارس براساس ضوابط و دستورالعمل‌های وزارت آموزش و پرورش و جمع‌آوری و تحلیل بازخوردهای ناشی از اجرای دستورالعمل‌ها و انعکاس آنها به مقامات ذی‌صلاح برای اصلاح؛
* استفاده مستمر و برنامه‌دار از اولیای دانش‌آموزان در کلیه امور اداری، آموزشی و پرورشی مدرسه با یک برنامه از پیش تعیین‌شده؛
* تدوین و اجرای برنامه یک‌ساله آموزشگاه شامل کلیه فعالیت‌های اداری، آموزشی و پرورشی. لازم است این برنامه در تابستان هر سال انتشار یابد؛ البته بعد از اجرای چند برنامه یک‌ساله، می‌توان در مورد تدوین برنامه‌های پنج‌ساله و بیشتر نیز اقدام کرد.
* توجه ویژه به امر کلاس‌بندی بهینه؛
* انجام دادن سریع کلیه امور اداری در سطح مدرسه؛
* و...

بعد گروه‌های دانش‌آموزی مدرسه (محور دانش‌آموزان)

در بعد دانش‌آموزی مدارس موفق، انتظار می‌رود لااقل یازده مقوله زیر مورد توجه قرار گیرد:
* تشکیل گروه‌های مباحثاتی؛
* تشکیل گروه‌های مطالعاتی؛
* تشکیل انجمن‌های علمی؛
* استفاده از فراگردهای یادگیری دانش‌آموزمدار و یادگیری مشارکتی در کلیه امور اداری، آموزشی و پرورشی مدرسه؛
* آموزش «روش‌های مطالعه»، «برنامه‌ریزی درسی و استفاده بهینه از وقت» و «روش‌های موفقیت تحصیلی» به دانش‌آموزان؛
* ترتیب بازدیدهای علمی، فرهنگی، مذهبی و اعتقادی مستمر؛
* توجه ویژه به امر تحقیقات دانش‌آموزی و اختصاص بخشی از نمره امتحانی فراگیرندگان به این امر؛
* ایجاد فرهنگ توجه ویژه به دروس هنر (از ابعاد متفاوت آن، مانند: نقاشی، خط، موسیقی و...) انشا، ورزش و شناخت حرفه‌ها و فنون، و تنظیم برنامه‌های متنوع برای این دروس در سطح مدرسه؛
* انجام دادن مشاوره‌های گوناگون تحصیلی، تربیتی و شغلی با دانش‌آموزان و راه‌اندازی نظام مدون هدایت تحصیلی و شغلی در مدرسه برای توزیع مناسب دانش‌آموزان در مشاغل و رشته‌های تحصیلی مورد نیاز جامعه؛
* آموزش کلیه امور اداری مدرسه شامل: «قوانین و مقررات مدرسه»، «آیین‌نامه‌های امتحانات، انضباطی و...» و سایر دستورالعمل‌ها و قوانین مرتبط با دانش‌آموزان؛
* ترویج عنصر خلاقیت در سطح دانش‌آموزان، آموزش روشهای پرورش خلاقیت و تاکید بر خلاقیت، نوآوری و تفکر دانش‌آموزان به جای تأکید برحافظه‌پروری محض (در این میان دروس هنر، انشا و علوم پایه ارزش ویژه‌ای می‌یابند)؛
* و...

بعد نظام پرورشی مدرسه

در بحث نظام پرورشی مدارس استاندارد، آنچه در مدارس کشور ما باید انجام شود، با آنچه در مدارس برتر سایر کشورها انجام می‌شود، باید تا حد زیادی متمایز باشد. در واقع، بحث پرورشی در کشور ما، علاوه بر آن که با روحیات، خلقیات، تمنیات و نیازهای فراگیرندگان مرتبط است، به‌طور ویژه‌ای با مباحث مذهبی – اسلامی نیز درآمیخته است. بنا بر این، انتظار می‌رود که در مدارس استاندارد، مؤلفه های زیر موردتوجه قرار گیرد:
* توجه خاص به فرهنگ پربار اسلام و مذهب گران‌سنگ شیعه و تمسک به ائمه معصومین (علیهم‌السلام) و فرهنگ ویژه اهل تسنن در مناطق سنی‌نشین در امور عمومی مدرسه به‌صورت جدی و عملی و به‌دور از ظواهر؛
* ترویج فرهنگ قرآن کریم، تشکیل خانه‌های نور در مدرسه و آشنا کردن فراگیرندگان با مفاهیم، معانی و مصداق‌های عملی قرآن کریم؛
* ترویج فرهنگ نماز در بین دانش‌آموزان و اقامه نماز جماعت به‌منزله محور جدی امور مدرسه به‌صورت یک فعالیت داوطلبانه؛
* توسعه فرهنگ ولایت و رهبری در مدرسه؛
* توسعه فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر در حکم یک اصل در میان دانش‌آموزان؛
* ترویج تربیت سیاسی، مذهبی – دینی، هنری و... در میان فراگیرندگان؛
* ایجاد پیوند و تعمیق رابطه عاطفی بین دانش‌آموزان و خاندان عصمت و طهارت(ع) و سیره اهل‌البیت علیهم‌السلام؛
* رشد و توسعه فضایل اخلاقی براساس ایمان به‌خدا و تقوا؛
* برگزاری مسابقات فرهنگی و هنری متنوع در مدرسه و تغییر مکرر در شکل برگزاری آن‌ها، به‌منظور جذب فراگیرندگان؛
* توجه ویژه به تبلیغات جذاب، هدف‌دار، به‌روز و بهینه در مدرسه؛
* کیفی کردن فعالیت‌های پرورشی و توجه به اهداف پرورشی نظام آموزشی به‌صورت خرد و کیفی کردن هر یک از اهداف؛
* توجه خاص به راه‌اندازی و نیز بهره‌برداری بهینه از تشکل‌های دانش‌آموزی برای اداره امور مدرسه؛
و...

پیشنهادها

ارائه چند پیشنهاد، سرانجام این بخش است:
* پیشنهاد می‌شود در کنار دانشگاه‌های علوم تربیتی، پژوهشکده تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش، رهبری مدارس استاندارد احتمالی را به‌عهده بگیرد یا برای الگوبرداری مدارس کشور، تبدیل چند مدرسه عادی به مدرسه استاندارد را سرپرستی و مدیریت کند.
* در انتخاب دانش‌آموز برای مدارس استاندارد، باید از توزیع عادی هوش، استعداد و توانمندی دانش‌آموزان استفاده و از گزینش یک گروه دانش‌آموز با شرایط خاص برای این قبیل مدارس خودداری شود.
* مدارس استاندارد با آموزشگاه‌های علوم تربیتی یکسان انگاشته نشود و از اجرا کردن طرح‌هایی که قطعیت نظری آن‌ها به اثبات نرسیده است، خودداری شود.
* کار پیشرفت مدارس استاندارد با مطالعات تطبیقی ویژه و در مقایسه با مدارس استاندارد جهان، به‌صورت نشریات ادواری ویژه در اختیار مدارسی قرار گیرد که در راه استاندارد شدن گام برداشته‌اند.

1. برای معرفی «الگوی لاوری» در طراحی مدرسه استاندارد، از منابع زیر برداشت شده است:

* Gann,N.(1999).Targets for Tomorrow's schools.PA:falmer press.
* دکتر محرم آقازاده، نگاهی به شاخص‌های مدرسه استاندارد، مجله رشد مدیریت مدرسه، سال دوم، شماره 9، تابستان 1383.

0

سیستم تحصیلات سوئیس بوسیله فدرالیسم بصورت 26بخش مسئول مدارس توصیف می شود. تنوع سستم های تحصیلاتی گوناگون در تحصیلات اجباری مشهود است.

بر اساس این 26 بخش، دو یا سه ویا چهار تیپ متفاوت در مدارس متوسطه مقدذماتی برای پیدا کردن تواناییها وجود دارد.با این وجود سیستم تحصیلاتی سوئیس درحال تغییر است.

طی سالهای اخیر بخشها سیستم خودشان را بازسازی کرده و ساختار ملی درحال اصلاح شدن است.تقاضا برای تحصیل افزایش پیدا کرده ومدارس پاسخگوی تقاضای کار آموزان نیستند.

درمجموع 11موسسه تحصیلاتی وجود دارد و4 تا در بخش آلمانی زبان سوئیس، دو موسسه فدرال تکنولوژی در لوزان وزوریخ کاملاً بوسیله ایالت اداره می شوند.دانشگاه لونگونا در بخش ایتالیایی زبان سوئیس قرار دارد.مدارس خصوصی درسوئیس خیلی قدیمی اند ونقش مهمی در سیستم تحصیلی بازی می کنند. اولین مدارس خصوصی در شروع این قرن بازشدند.

امروزه حدود 250 مدرسه خصوصی درسوئیس وجود دارد که به صد هزار شاگرد از 100 ملیت مختلف سرویس می دهند. اکثراین موسسه حالت پانسیونی داشته وکاملاً وسایل رفاهی را فراهم می سازند.

آموزش پایه

سن آغاز دوره: 6 سال

سن اتمام دوره: 15 سال

آموزش ابتدایی

مدت دوره: 6 سال

بین مقاطع سنی 6 تا 12 سال

مدت دوره: 5 سال

بین مقاطع سنی 6 تا 11 سال

مدت دوره: 4 سال

بین مقاطع سنی 6 تا 10 سال

دیاگرام تحصیلی

دیاگرام ساده سیستم تعلیم و تربیت رسمی سوئیس

مهد کودک اجباری نیست (درخلال سالهای یک سال و سه سال)

آموزش پایه به دو دوره زمانی تقسیم می شود: تحصیلات ابتدایی بر حسب ایالت بین 4 تا 6 سال و تحصیلات مقدماتی متوسطه بین سه تا پنج سال طول می کشد.تحصیلات مقدماتی متوسطه بر حسب ایالت به دو یا سه طبقه متفاوت تقسیم می شود

در ایالات معینی، تربیت معلم برای سطوح پیش دبستانی، ابتدایی و مقدماتی متوسطه در سطوح تکمیلی متوسطه صورت می گیرد.معلمین جهت تدریس درسطوح متوسطه پیشرفته در تمام ایالات در مؤسسات تحصیلات عالی تربیت می شوند.

انواع مدارس

مدارس هتلداری

مدارس هتلداری سوئیس مشهورترین نوع درجهانند. این مدارس نه تنها واحدهای مدیریتی موفق وکاملی را ارائه می دهند بلکه دیگر دوره های مدیریتی مربوطه را نیز ارائه می کنند.

به جرات می توان گفت که کارآمدترین مدیران هتلهای آسیایی یا رستورانها،فارغ التحصیلان مدارس هتلداری سوییس می باشند.

مدارس شبانه روزی

مدارس شبانه روزی خصوصی مشهوری وجود دارند که برای دانش آموزان 10-20 ساله مناسبند.این مدارس تعلیمات اساسی وپایه ای برای ورود به دانشگاهها ارائه می دهند.

بسیاری ازفارغ التحصیلان این مدارس به موفقیتهای عمده ای درزمینه های تجارت و سیاست نائل آمده اند.

مدارس زبان

آیا جای دیگر مناسب تر از سوئیس برای یادگیری زبان وجود دارد، چراکه کشورسوئیس در منطقه ای به مساحت 41300کیلومتر مربع درمرز مشترک با کشورهای آلمان،فرانسه،ایتالیا واتریش قرارگرفته است.جذابیت دیگری که وجود دارد اردوهای تابستانی وزمستانی هستند، انها نه تنها دوره های تعلیمی با کیفیت بالا ارائه می کنند بلکه به کسب تجربه های جدید زیادی برای دانش آموزان منجر می گردند.

ویزگیها و مشخصه های آموزشی

نظام آموزشی سوئیس از ویژگی های بسیاری به شرح ذیل برخوردارست:

دو سوم نوجوانان کار آموزی را انتخاب می کنند.

درصد کمی از نوجوانان به مدارس تمام وقت مقطع تکمیلی متوسطه می روند.

درصد کمی از نوجوانان به دانشگاه می روند.

بخش آموزش عالی غیر دانشگاهی بسیار توسعه یافته است.

دیگرویژگی بارزنظام آموزشی حرفه ای سوئیس،دوگانگی طرح هاست.بدین معنا که آموزش نوجوانان از یکسو دریک شرکت واز سوی دیگر در مدارس حرفه ای صورت می گیرد.

همین ویژ گی بارز نظام سوئیس را از دیگر نظام های آموزشی جهان تفکیک می کند.

دردیگر نظامها،آموزش معمولاً درمدارس صورت میپذیرد.این دوگانگی ضامن پیوندی دائمی میان عمل ونظریه است زیرااین ترکیب برمبنای هفتگی صورت می گیرد.مزایای اصلی این نظام را می توان به سهولت از ویژگیهای بنیادین آن استنتاج نمود.

مزایای تحصیلی

سوئیس مزایای منحصر بفردی را تقدیم می کند.کیفیت مشهود سیستم تحصیلاتی، ثبات سیاسی، امنیت،کار آمدی،محیط پاک،وجامعه بین المللی سوئیس،موقعیت مرکزی آن،ثروت،چند زبانگی وحضورتعدادزیادی ازسازمانهای بین المللی درمیان کشورهای عضواتحادیه اروپایی کم نظیر است.از آنجائیکه برخی ازمدارس خصوصی سوییس از50 کشورمختلف دانش آموز دارند، مطالعات آنها را با دانش آموزان دیگر از سراسر دنیا هدایت می کند.

همه این مزایا سوئیس را به یک مکان عالی برای تحصیل با کیفیت بالا تبدیل می کند که یک پایه قوی برای آینده هر دانش آموزی خواهد شد.یکی ازجنبه های با ارزش تحصیل بین المللی هدایت جوانان به فهم مطلب است.روح سالم دربدن سالم نیزجنبه مهم دیگری است که کلیه مدارس سوئیس تسهیلات ویژه و فرصتهای در زمینه اوقات فراعت،ورزش،هنر و مسافرتهای فرهنگی درجهت نیل به آن فراهم می کنند.

آموزش ابتدائی سوئیس

ساختار آموزشی

در 20 منطقه سوئیس آموزش ابتدایی 6 سال درچهار منطقه 5 سال ودردو منطقه 4 سال طول می کشد. میانگین سن کودکان در پایان آموزش ابتدایی خود 12 سال و هفت ماه است.

ساختار آموزش ابتدایی در سراسر سوئیس یکسان است.به استثنای کلاس های خاص جبرانی، هیچ مدل وتفاوتی به چشم نمیخورد.آموزش ابتدایی برای کلیه کودکان ازجمله کودکان خارجی اجباری ورایگان است.سوای چند استثناءدرمدارس ابتدایی هیچگونه گروه بندی وجود ندارد.

بزرگی مدارس ابتدایی،ازمدارس یک کلاسه درروستاهای دورافتاده تامدارس شهرهای بزرگ با چند صد دانش آموز متغیر است.برخی ازکلاسهای مدارس ابتدایی زیرمجموعه ای از دانشسرایی تربیت معلم است.ساختمان مدرسه ابتدایی غالباً بخشی ازمجتمع مدرسه است که کودکستان ویا دبیرستان مقدماتی رادربرمی گیرد.درسراسرسوئیس سال اول مدرسه ابتدایی به طور متوسط، هرروز3 و سه چهارم ساعت و هر هفته 20 جلسه را شامل می شود. اما در سال 5 تا 6 کودکان در هر روز 5 ویک چهارم ساعت وهر هفته 34 تا 36 جلسه درس دارند.

کودکان معمولاً ظهر به خانه میروند اگر محل زندگی آنان از مدرسه خیلی دورباشد. شهرداری مربوطه تغذیه مدرسه ای را سامان داده وبرآن نظارت خواهدکرد.طی چند سال گذشته، کودکان بویژه درمناطق شهری تمایل بیشتری به صرف نهاردر مدرسه داشته اند.

برنامه های آموزشی

برنامه درسی توسط مقامات منطقه ای تعیین می شود.دربرخی ازبخشهای سوئیس برنامه درسی مشترکی پذیرفته شده است.هرمنطقه برای دروس جداگانه ای یا مجموعه ای ازدروس، برنامه های خاص خود رادارد که به موجب آن برنامه سالیانه تدوین می گردد.عنصراصلی، اهداف برنامه است کادر آموزشی درتعیین محتوای برنامه درسی زبانهای خارجی وبرخی وجوه زبان مادری از استقلال زیادی برخوردار است.. آزادی انتخاب در روشهای تدریس ازطریق اهداف مقرر تضمین می شود.درمقطع ابتدایی معلم کلاس کلیه دروس را تدریس می کند اما می تواند از یاری معلمان متخصص نیزبرخوردارشود.تدریس پاره وقت یا شغل شراکتی در بسیاری از مناطق میسراست.هرمنطقه ازاختیار کامل برای تعیین مطالب آموزشی اختیاری یا اجباری برخوردار است.این مطالب توسط خود منطقه یا در همکاری با دیگر مناطق تدوین می شود ومی تواند مشترکاً با دیگر مقامات درون یک ناحیه تنظیم گردد.

ارزیابی تحصیلی

دربیشتر مناطق ارزیابی کادرتحصیلی با استفاده از نظام نمرات اعمال می شود.دانش آموزان سه بار درسال

کارنامه ای دریافت می کنند که نمره هردرس رادارد.معدل پایان سال تحصیلی مدارک ارتقاء موقتی یا دائمی دانش آموز به کلاس بالاتر است.

دراین نظام تصمیم به ارتقاء دانش آموزان برمبنای نتایج امتحانات آخرسال صورت نمی گیرد بلکه برحسب ارزیابی عملکردها درخلال سال انجام می شود.

طی سالهای پیشین،بسیاری ازمناطق نظام نمرات را درچند سال نخست مدرسه ابتدایی منسوخ کردند.درعوض درسالهای نخستین کارنامه های ادواری وجلسات ارزیابی وجود دارد.

درتمام مناطق مقرراتی هست که تجدید دوره دانش آموز را میسر می کند.این مقررات به طرق مختلفی اعمال می شود.اگر پس از تجدید دوربخت موفقیت دانش آموزی کم شود، غالباً مقرر می گردد که دانش آموزبه یک کلاس خاص منتقل شود.این تصمیم توسط والدین درمعیت معلم، بازرس ودایره روان شناسی مدرسه اتخاذ می شود.با این همه گرایش کنونی به سوی حذب کودکان کند تر در کلاس های طبیعی متمایل است.

کادر آموزشی

درحال حاضردر اغلب مناطق معلمان مدارس ابتدایی در دانشسراهای تربیت معلم آموزش می بینند، جایی که بلا فاصله پس ازپایان تحصیلات اجباری وبه شرط موفقیت در امتحان ورودی می توان در آن ثبت نام کرد.دربرخی مناطق معلمان باید مدرک فارغ التحصیلی مدرسه را به دست آورند وسپس درموسسه ای وابسته به دانشگاه یا دردانشسرای تربیت معلم آموزش ببینند.مدرک آموزشی آنها یک مدرک دانشگاهی نیست.دوره دانشسرای تربیت معلم معمولاً پنج سال طول می کشد.معلمان آینده نه تنها به لحاظ دانش ومهارت های حرفه ای بلکه به لحاظ شخصیت اخلاقی روانی وفکری نیز ارزیای می شوند.دوره آموزشی آنها شامل آواز،موسیقی،هنروژیمناستیک است.تدریس عملی نیزیکی ازاجزاء همیشگی آموزش آنهاست.

شرایط اشتغال و درآمد معلمین درمناطق مختلف متفاوت است.

نرخ تعداد دانش آموزان و مدارس ابتدایی طی سال تحصیلی 1995- 1994

دانش آموزان

437400

میانگین ظرفیت هر کلاس

20

تعداد معلمان

26600

تعداد دانش آموزان هر معلم (1)

15.3

درصد دانش آموزان خارجی (2)

18.7

تعداد مدارس (3)

6400

1 - آمار سال 1994-1993 تنها مدارس دولتی از جمله مدارس استثنایی

2- تعداد کودکان خارجی عامل مهمی است زیرا این رقم نسبتاً بالاست والزامات آموزشی تربیتی در پی دارد.

3 - مطابق پیمایش مدارس در سال 1991 تعداد موسسات تنها نظام تحصیلی اجباری را در بر می گیرد که به خاطر ساختار آموزشی واطلاعات موجود است. این رقم هر ساختمان یا بخشی از ساختمان را شامل می شود که در آن حداقل هفته ای 200 جلسه تدریس می شود.

مقایسه دو کشور ایران و سوئیس

انیشتین

«دانش آموزان را تشویق نکنید که دستیابی به موفقیت های مرسوم را هدف زندگی خود قرار دهند زیرا در نگرش کنونی جامعه، معمولاً کسانی را موفق می دانند که بتوانند بیشتر از هم نوعان خود جلو بیفتند...»

کشور سوئیس بر خلاف کشور ایران فاقد وزارت آموزش و پرورش می باشد و تعلیم تربیت عمومی در هر ایالت بر عهده همان ایالت است، در همین راستا ساختار و سازمان دهی آموزشی در هر ایالت متفاوت است و تمام این آموزشها توسط موسسه ای به نام موسسه تکنولوژ‍ی فدرال زیر نظر دولت مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این کشور تعداد متنوعی از مدارس دولتی و خصوصی وجود دارد ولی دانش آموزان بیشتر تمایل دارند و در کشور ما ایران نیز انواع مدارس و مراکز آموزشی موجود می باشد که شامل مدارس دولتی و غیر دولتی و مدارس اقلیتی و تربیت معلم و... وجود دارد که مخاطبان خاص خود را می طلبد و هر کس بسته به توانایی خود در این مدارس ثبت نام می کند.

آموزش ابتدایی در ایران مشتمل بر دوره آموزشی پنج ساله وی‍‍ژه کودکان رده های سنی شش تا یازده سال می باشد حال آنکه تحصیلات ابتدایی در سوئیس از هفت سالگی آغاز می شود و بسته به هر ایالت مثلاً شش سال در 4 منطقه پنج سال در 2 منطقه 4 سال طول می کشد و میانگین سن در پایان آموزش ابتدایی در سوئیس 12 سال و هفت ماه و در ایران حدوداً 11 سال می باشد.

ساختار اموزشی در کشور ایران و تمامی مناطق آن یکسان و در کشور سوئیس یکسان بوده به استثنای کلاسهای خاص جبرانی و هزینه های آن چه برای کودکان کشور خود و چه مودکان خارجی اجباری و رایگان می باشد.

ارزیابی در بیشتر مناطق سوئیس با استفاده از نظام نمرات اعمال می شود.

دانش آموزان سه بار در سال کارنامه دریافت می کنند. نمره در هر درس درج می گردد و معدل پایان سال تحصیلی دلیلی بر ارتقاء تحصیلی به پایه بالاتر می باشد و در کشور ایران نیز ارزیابی درسی با اعمال نمرات صورت می گیرد و دو بار در سال به دانش آموزان کارنامه ارائه می گردد.

برنامه های آموزشی درسی توسط مقامات منطقه ای تعیین می شود و در برخی از بخشهای سوئیس برنامه درسی مشترکی پذیرفته شده است. هر منطقه ای برای دروس جداگانه ای یا مجموعه ای از دروس، برنامه های خاص خود را دارد که به موجب آن برنامه سالانه تدوین می گردد اما تعیین برنامه آموزشی در کشور ایران تحت نظر دولت و توسط وزارت آموزش و پرورش تعیین می گردد و محتوای این برنامه برای کل کشور ایران عمومی می باشد.

چند راهکار برای بهبود آموزش و پرورش ایران

«مقاله حاضر سعی براین داشته تا راهکارهایی عملی برای بهبود آموزش و پرورش ایران ارائه دهد تا با نظر به این گفته بتوان جایگاه واقعی کشور ایران را شناخت»

1- از جمعیت دانش آموزشی فعلی کشور ایران و تحقیقات محقق این مقاله چنین برمی آید که در سال 1406 در ایران حدود 100هزار نفر تیز هوش در سطح عالی وجود خواهد داشت و هم اینک در اختیار و تحت تربیت و تعلیم وزارت آموزش و پرورش هستند که توجه به این سرمایه مهم و به فعلیت رسانیدن این نیروی عظیم انسانی می تواند جایگاه کشور ایران را تا سرحد کشورهای پیشرفته علمی بالا ببرد و دستیابی به این امر نگاه عمیق مسئولان را می طلبد.

2- مطالعه تطبیقی در مورد آموزش و پرورش جهان و گرفتن الگوی مناسب از آنان و نادیده نگرفتن فعلیت های خود.

3- جذب معلمین با مهارت و مکانیسم هایی که طی آن معلمین مناسب تر به مراکز آموزشی جذب گردند.

4- وجود برنامه های مدون و منظم در آموزش ابتدایی و تناسب محتوا با مخاطبان.

5- ارائه برنامه های درسی بومی هر منطقه با توجه به فرهنگ، امکانات و طبیعت آن منطقه.

6- ارائه روشهای تدریس مناسب و برگزاری دوره های مختلف آموزشی برای معلمان برای بالا بردن هرچه بیشتر مهارت آنان و بهبود امکانات و تجهیزات مدارس این کشور برای همگامی بیشتر با تکنولوژی عصر حاضر.

منابع:

1 - آقازاده احمد آموزش و پرورش تطبیقی 1381 تهران سمت

2 - الماسی علی محمد آموزش و پرورش تطبیقی 1375 تهران رشد

3 - یمنی دوزی سرخابی محمد آموزش و پرورش تطبیقی 1380 تهران سمت

0

اصول حاکم بر نظام آموزش و پرورش ژاپن

اهداف آموزش و پرورش ابتدایی ژاپن

آموزشهای اخلاقی در ژاپن آموزش

اهمیت مهارت در ژاپن

توانایی فردی و هماهنگی گروهی

تحرک و جوش و خروش در بین دانش آموزان

آموزش زبان ژاپنی

خلاقیت در بین دانش آموزان ژاپنی

انگیزه و مدیریت در کلاس ژاپن

هر دانش آموز یک رهبر است

نقش بچه ها در برقراری نظم و چگونگی سر و سامان یافتن نا هنجاری های رفتاری

شوق یادگیری

تاکید بر فرایند کار در جریان یادگیری

بر آوردن نیازهای بچه ها، کلید موفقیت آموزشی

جایگاه فرهنگی، حرفه ای و اقتصادی معلمان در ژاپن

نتیجه گیری:

منابع:

مقایسه آموزش و پرورش ایران و ژاپن